لولی دیوانه:::شاليز
ماهی‌بانوی شعرها دختری از خاکستر آتشبال

ایمیل خود را برای اشتراک در فید لولی دیوانه:::شالیز وارد کنید:

با پشتیبانی فیدبرنر

اگر می‌خواهید زودتر از دیگران تازه‌سروده‌ها را پی بگیرید اگر می‌خواهید از همه‌ی دل‌نوشته‌ها با خبر باشید اگر می خواهید پاسخ‌های داده شده به نظرات خود یا دیگران را پیگیری کنید به لولی دیوانه بیایید و از وبگاه اصلی ما را پیگیری کنید می‌توانید عضو شوید، نظر بدهید و یا به نظرات ديگران پاسخ دهید با ما باشید براي شروع اينجا را كليك كنيد لولي ديوانه در انتظار شما است

بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/۱۸

خاطره

اون شب ِ سرد و سیاه رو یادت میاد؟
اون شب بدون ماه رو یادت میاد؟
شبی که تب منو با خودش کشوند
تا خود صب

شبی که خواب واسه من کابوس رفن تو بود
شبی که بختک شوم افتاده بود تو زندگیم
من تورو قسم دادم بمونی و نری سفر
تو به من گفتی که این هذیونا هیچن
همشون کار ِ تبن

من تو کار سوختن
تو تو فکر رفتن

اون شب سر و سیاه یادم میاد
حتی اگه یادت نیاد
اون شبی بدون ماه رو یادم میاد
حتی اگه یادت نیاد
 تب من آتیش تند عشق بود 
کابوس رفتن تو داغم می کرد 

من به تو چیزی نگفتم به جز این که دوست دارم
من ازت چیزی نخواستم به جز این که بمونی
تو ولی رفتی سفر
یه سفر پر از خطر
جایی که دستای گرمت توی دستای دیگه است 
جایی که چشمای نازت توی چشمای دیگه است 
وقتی از سفر بیای 
چیزی نمونده کار من تموم شده 

من تو کار سوختن


اون شب ِ سرد و سیاه رو یادت میاد؟
اون شب بدون ماه رو یادت میاد؟
شبی که تب منو با خودش کشوند
تا خود صبح

ترانه های کوچک::: ترانک خاطره



پيش‌ سروده‌ها
امکانات جانبی
www.shereno.com